عمه زنگ زده: "به مامانم چیزی نگید، بای"
مامان: "به مامان بزرگت چیزی نگو" و به شدت خونسرد و عادی رفتار میکنه
من: هی فکر میکنم باید آروم باشم و جلوش چیزی لو ندم و بعد به شدت بغضم قلمبه میشه و میخوام بزنم زیر گریه :|
برچسب: نویسنده: یلدا رنجبر تاريخ: شنبه 20 بهمن 1397 ساعت: 3:16